-
ترانس تطبیق امپدانس
-
ترانس ولتاژ
-
ترانس جریان
-
ترانس هستهء هوایی
-
راکتور اشباع
-
ترانس v شکل یا اسکاتT
-
ترانس تفضلی با متغییر خطی
-
اتوترانسفورماتور
اتوترانسفورماتور
به ترانسفورماتوری گفته میشود که تنها از یک سیمپیچ تشکیل شدهاست. این
سیمپیچ دارای دو سر ورودی و خروجی و یک سر در میان است. به طوری که
میتوان گفت سیمپیچ کوتاهتر (که در ترانس کاهنده سیمپیچ ثانویه محسوب
میشود) قسمتی از سیمپیچ بلندتر است. در این گونه ترانسفورماتورها تا
زمانی که نسبت ولتاژ-دور در دو سیمپیچ برابر باشد ولتاژ خروجی از نسبت
سیمپیچ تعداد دور سیمپیچها به ولتاژ ورودی به دست میآید.
با
قرار دادن یک تیغه لغزان به جای سر وسط ترانس، میتوان نسبت سیمپیچهای
اولیه و ثانویه را تا حدودی تغییر داد و به این ترتیب ولتاژ پایانه خروجی
ترانسفورماتور را تغییر داد. مزیت استفاده از اتوترانسفورماتور کم هزینهتر
بودن آن است چرا که به جای استفاده از دو سیمپیچ تنها از یک سیمپیچ در
آنها استفاده میشود.
-
ترانسفورماتور چند فازه
برای
تغذیه بارهای سه فاز میتوان از سه ترانسفورماتور جداگانه استفاده کرد یا
آنکه از یک ترانسفورماتور سه فاز استفاده کرد. در یک ترانسفورماتور سه فاز
مدارهای مغناطیسی با هم مرتبط هستند و بنابر این هسته دارای شار مغناطیسی
در سه فاز متفاوت است. برای چنین هستههایی میتوان از چندین شکل مختلف
برای هسته استفاده کرد که این شکلهای مختلف هر یک دارای مزایا و معایبی
هستند و در مواردی خاص کاربرد دارند.
نوشته شده توسط مهندس شمس الدین کوثری
|
لینک ثابت |
نظر بدهید
شکل-4 مدار معادل یک تراسنفورماتور
محدودیتهای فیزیکی یک ترانسفورماتور واقعی به صورت یک مدار نمایش داده میشوند. این مدار معادل از
تعدادی از عوامل به وجود آورنده تلفات یا محدودیتها و یک ترانسفورماتور
ایدهآل تشکیل شدهاست. تلفات توان در سیمپیچ یک ترانسفورماتور به طور خطی
تابعی از جریان هستند و به راحتی میتواند آنها را به صورت مقاومتهایی
سری با سیمپیچهای ترانسفورماتور نمایش داده شود؛ این مقاومتها RS و RP هستند. با بررسی خواص شار پراکندگی میتوان آن را به صورت خود القاهای XP و XS نشان داد که به صورت سری با سیمپیچ ایدهآل قرار میگیرند. تلفات آهنی از دو نوع تلفات گردابی (فوکو) و پسماند (هیسترزیس)
تشکیل شده. در بسامد ثابت این تلفات با مجذور شار هسته نسبت مستقیم دارند و
از آنجایی که شار هسته نیز تقریباً با ولتاژ ورودی نسبت مستقیم دارد این
تلفات را میتوان به صورت مقاومتی موازی با مدار ترانسفورماتور نشان داد.
این مقاومت همان RC است.
هستهایی با نفوذپذیری محدود نیازمند جریان IM خواهد
بود تا همچنان شار مغناطیسی را در هسته برقرار کند. بنابراین تغییرات در
جریان مغناطیس کننده با تغییرات در شار مغناطیسی هم فاز خواهد بود و به
دلیل اشباع پذیر بودن هسته، رابطه بین این دو خطی نخواهد بود. با این حال
برای ساده کردن این تاثیرات در بیشتر مدارهای معادل این رابطه خطی در نظر
گرفته میشود. در منابع سینوسی شار مغناطیسی 90 درجه از ولتاژ القایی عقبتر
خواهد بود، بنابراین این اثر را میتوان با القاگر XM در مدار نشان داد که به طور موازی با تلفات آهنی هسته RC قرار میگیرد. RC و XMرا
در برخی موارد با هم به صورت یک شاخه در نظر میگیرند و آن را شاخه
مغناطیس کننده مینامند. اگر سیمپیچ ثانویه ترانسفورماتور را مدار باز
کنیم تمامی جریان عبوری از اولیه ترانسفورماتور جریان I0 خواهد بود که از شاخه مغناطیس کننده عبور خواهد کرد این جریان را جریان بیباری نیز مینامند.
مقاومتهای موجود در طرف ثانویه یعنی RS و XS نیز
باید به طرف اولیه منتقل شوند. این مقاومتها در واقع معادل تلفات مسی و
پراکندگی در طرف ثانویه هستند و به صورت سری با سیم پیچ ثانویه قرار
میگیرند.
مدار معادل حاصل را
مدار معادل دقیق مینامند گرچه در این مدار معادل نیز از برخی ملاحظات پیچیده مانند اثرات غیرخطی چشم پوشی میکند